تبليغاتX
مجدالدّین

مجدالدّین

با مردان و زنان همیشه دلاور شهرم

به نام خدا

اول از همه ماه رمضان بر شما مبارک.

دوم از همه طاعات و عبادات تون قبول.

سوم از همه خانم معلم فرمودند که وبلاگ های دیگه ی بنده هم بروز بشه، منم اطاعت امر کردم.

چهارم از همه  امیدوارم هر آرزویی دارین بهش دست پیدا کنین و هر چی از خدا می خواین براتون مهیا بشه.

پنجم از همه من امروز خبر خیلی خوشی را دریافت کردم.

ششم از همه برای همه تون شادی و خبرهای خوش می خوام.

هفتم از همه که عدد شانس و عدد دوست داشتنی منه، پسرم محمد مجدالدین در امتحان ورودی دبیرستان  نمونه دولتی سعادت کازرون قبول شد.

البته با کسب اجازه از محضر استاد پولادی عزیز و دعای خیر همه ی شما دوستان خوب.

امیدوارم روزی عزیزان شما باشه.

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهادر ریاضی  | 

اوست باقی

        اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

جناب آقای حاج علی آقا مسیب زاده، مدیریت محترم وبلاگ فتو احرار (جلوه های ماندگار عاشقان)

استاد و هنرمند گرامی و آزاده ی رشید و ایثارگر قهرمان، پرواز روح ملکوتی مادر گرامی تان را به آسمان، به شما دوست خوب و با ارزش تسلیت عرض می نمایم و برای خانواده ی محترم و بزرگ مسیب زاده آرزوی بقا دارم و امیدوارم خداوند مهربان روح آن مادر مرحوم را با حضرت فاطمه زهرا(س) محشور گرداند.

شما انسانی بسیار مهربان و وارسته هستید و قدر مادر را بهتر از همه می دانید آن هنگام که در زمان بیماری و بستر نشینی مادر عزیزتان یک لحظه از خدمت کردن به ایشان کوتاهی نکردید و رسم فرزندی را به  نیکی و درستی بجا آوردید که اجرتان با خدای مهربان است.

خواستم بگویم که فراق مادر بسیار سنگین است اما این را هم به خاطر داشته باش که مادران هرگز نمی میرند!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهادر ریاضی  | 

 

به نام خدا

با نزدیک شدن به ایام نوروز و حلول سال نو، خانواده و بخصوص کدبانوی خانه به فکر خانه تکانی می افتد و در یک چشم بهم زدن با یک دستمال و یک جارو و خاک انداز و آب و پودر شویندگی به جان میز و مبل و صندلی و ظروف تزئینی می افتد و با یک نردبان به سراغ پرده های عمودی و کرکره و در و دیوارهای خانه و آشپزخانه می رود.

اما مهمترین مسئله ای که در این بین توجه شما را جلب می کند اسباب و وسائل و خرت و پرتی است که سال قبل یا سال های بسیار قبل در خانه و ته انباری یا زیر زمینی منزل خود احتکار کرده اید و با این وجود که هیچ احتیاجی به آن ها ندارید و هیچ گونه مصرفی ندارند و فقط خاک می خورند و جای شما را تنگ می کنند ولی یک حس درونی و یا یک نوع خساست و یا گونه ای وسواس به شما این اجازه را نمی دهد که از شرشان خلاص شوید!

این نوع نگاه و نگرش به وسایل انبار شده که برای شما خیلی عزیز و با ارزش و پر از خاطره هستند را که حتی حاضر نیستید بعضی از آن ها را به کسی بدهید تا اقلاً آن ها استفاده ای مطلوب از این فسیل های بجا مانده از دوران فقیری انسان و بی ابزاری و کم وسایلی و بی امکانی است بنمایند، به اصطلاح وسواس احتکار می گویند، که بی برو برگرد در وجود تمامی انسان ها بصورتی نهفته است و همانطور که عرض کردم ممکن است در اثر ژنی است که به انسان های امروزی به ارث رسیده و به دوران ماقبل تاریخ بر می گردد، زمانی که انسان در محرومیت کامل از نظر داشتن وسایل رفاهی بسر می برد و در حال حاضر با وجود این که بهترین میز تلفن را در خانه دارید یا چند نمونه چتر بارانی در گنجه ی اطاق آویزان است ولی باز میز تلفن قدیمی رنگ و رو رفته ی بازنشسته شده را سال هاست که در انباری نگه داری می کنید یا هنوز چتر های شکسته ی شده ی سوراخ سوراخ را در گوشه ی از انباری محافظت می کنید، یا آت آشغال هایی مثل جعبه ی چوبی قدیمی بی مصرف یا اجاق گاز قدیمی یا ظروف پلاستیکی و ملامینی غیر استاندارد و غیر بهداشتی و چیز های دیگری که در زمان خودشان بهترین ها بوده اند و حال هیچ مصرفی که ندارند، مکانی نیز برای جمع شدن موش و موریانه و سوسک و عنکبوت شده اند، و هم اکنون جایی برای خود در دل شما و نه در گوشه ی انباری اشغال کرده اند.

حال چه باید کرد و چگونه می توان خود و خانواده و انباری و زیر زمینی خانه را از وجود این وسایل راحت کرد تا هم جایی در خانه باز شود و هم گرد و غبار زمان بر این نوع وسایل ننشیند و شاید دیگران بتوانند از این وسایلی که برای شما کاربردی ندارد استفاده ای ببرند.

۱- آیا شما مردها در خانه تکانی عید به همسران تان کمک می کنید؟

۲- چگونه می توانید خودتان را راضی کنید تا از شر این نمونه وسایل قدیمی که جایی در قلب شما دارند راحت شوید؟

۳- آیا خبر دارید که این گونه انبار کردن وسایل قدیمی و بدرد نخور نوعی احتکار است؟

۴- آیا می دانید که این عمل یعنی علاقه به خرت و پرت های از رده خارج شده و نگهداری از آن ها نوعی وسواس است؟

۵- به نظر شما راه حل دل کندن از این نمونه وسایل انبار شده در انباری و زیر زمینی و راه پله های خانه چگونه است؟

۶- آیا شما حاضر هستید که وسایل مستهلک و قدیمی و بدرد نخور خود را انبار کنید و آن ها را دور نریزید ولی از کمبود جا برای نگهداری بعضی از وسایل لازمه ی زندگی خود در رنج و عذاب باشید؟

م. راسخی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهادر ریاضی  | 

به نام خدا

                                       آقای آب ، خدا قوت!

آفرین به همت و تلاش و غیرت شما، بارک الله به پشت کارتان،

خدا وکیلی وقتی آقای مهندس مرادی را در تمامی ساعات اجرای پروژه ی آبرسانی و تقویت لوله های آب زیر زمینی در سطح شهر می بینم کلی حال می کنم و یه عالمه عشق! البته ازشون هم عکس گرفتم، و دقایقی هم مزاحم شون شدم و از طرح آبرسانی و تقویت لوله های آب که بعضی محله های شهر را که خصوصاً در تابستان مشکل کم آبی و قطعی آب داشتند برایم صحبت کرد که خدا قوت دارد و ایشان انسانی متواضع و به قول خودمان خاکی هستند و بدون تکبر و خارج از مسوولیتی که دارند تمام وقت در گرد و خاک خوردن و زحمت کشیدن و نظارت کردن، همراه و همگام با مجریان طرح و کارگران اداره بود.

 نه اینکه بنده ندید بدید باشم و نه اینکه از بس تو این شهر کار نشده حالا من جو گیر شده باشم، نه! به این خاطر که آقای مهندس مرادی رئیس محترم آب و فاضل آب از اون مسوولان پشت میزی نیست و خودشان با تمامی کارمندان و کارگران زحمتکش اداره ی آب و فاضل آب همیشه در حال فعالیت و خدمات رسانی هستند، و هم چنین بدین منظور گفتم که دیگر مسوولان شهرستان هم بخودشان بیایند و کمی صندلی شان را کنار بزنند و حرکتی به خودشان بدهند و یک یا علی بگویند و دست به کار شوند و چهره ی غبار گرفته ی شهر را قبل از رسیدن عمو نوروز شست و شویی بدهند البته این بسم ا... می تواند از تکریم ارباب رجوع در ادارات و ارگان ها باشد تا وارد میدان عمل کار شدن در همه ی امورات شهری، گرفته از رفع مشکلات راهنمایی و رانندگی و روشنایی معابر و نظافت محله ها و رسیدن و سرکشی به پارک ها و سرویس های بهداشتی سطح شهر و رنگ آمیزی در و دیوار ها و اسکان دست فروش ها و تجهیز یا ساخت پارکینگ خودرو در خیابان های مرکزی شهر و آماده سازی مراکز تفریحی و سیاحتی و گردشگری جهت میزبانی از مهمانان نوروزی و ....

البته کمبودهایی هم هست و نارسایی هایی هم در سطح شهر از بابت قطعی آب و ترکیدگی لوله های مستهلک و فرسوده به چشم می خورد اما انصاف بدهیم که وقت و بی وقت این عزیزان حتی در ساعاتی گذشته از شب و در سرمای زمستان به رفع و ترمیم ترکیدگی لوله ها می پردازند که اجرشان با خداوند و تقدیر از کارشان با بنده و دیگر شهروندان فهیم شهرستان، و قرار شد که خادمان و مسوولان دلسوز را قدر دانی و حمایت کنیم تا به تلاش شان بیافزایند و دلخوش گردند که مردم شهر قدر زحمات را می دانند و سپاسگزاری را بلدند، آقای آب، خدا قوت بدهد به شما و دیگر همکاران تان، تا به این مردم لایق و محروم شهرستان خدمت رسانی کنید و دعای خیر شان را بدرقه ی راه تان نمایید. 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهادر ریاضی  | 

به نام خدا

گاهی اوقات هنگام رانندگی در سطح شهر به حرکت زشت و ناپسندی بر می خوریم که سخت رنجیده و آزرده خاطر می شویم و چاره ای جز حرص خوردن و آه کشیدن نداریم و آن پرتاب آشغال از طرف سرنشینان خودروی که جلوتر از ما در حرکت است به بیرون می باشد، و ما در مقابل عملی انجام شده قرار می گیریم که ناخودآگاه تسلیم می شویم و امکان اینکه پا بر گاز ماشین بگذاریم و شخص و ماشین خلاف کار را دنبال کنیم برای مان مقدور نیست چون تبغات ناخوشایندی دارد که از جمله ی آن ها تصادفات یا درگیر شدن یا نقض مقررات رهنمایی و رانندگی است. 

پرتاب شیئ یا ته مانده ی غذا یا دستمال کاغذی یا پوست میوه یا بطری آب و نوشابه از داخل اتوموبیل به فضای خارج و به سطح کوچه و خیابان عملی است که قابل بخشش نیست و بی تعارف این رفتار چه از طرف بزرگتر ها و چه کوچک ترها باشد ریشه در آداب و فرهنگ خانواده دارد و آنچه در این کار غیر فرهنگی و غیر بهداشتی به چشم می خورد جایگاه ما بزرگتر ها در پشت این قضیه است که می بایستی بیشتر به آن نگریست هرچند این روزها بخاطر تلاش معلمان و آموزش آموزگاران در مدارس به دانش آموزان شاهد این مسئله هستیم که کودکان مان توجه ویژه ای به نوع رانندگی ما بزرگتر ها دارند و عملاً ما را در بهتر رانندگی کردن و رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی کمک می کنند و  توصیه های ایمنی را کنار گوشمان زمزمه می کنند و حتماً سفارشات آموزگاران و معلمان پرورشی را در مورد رعایت بهداشت محیط و جامعه و اینکه ریختن آشغال در معابر به نوعی گناه است را مد نظر قرار می دهند.

اما به راستی ما پدر و مادرها چگونه به این قضیه می نگریم و فرزندان مان را چگونه آموخته ایم که هرگاه در ماشین به تناول غذا یا حتی شکلات و آب میوه مشغول شدند با دور ریز آن ها که شامل پوست آب نبات یا پوست آب میوه یا غیره است چه کار باید بکنیم ؟ آیا فکری برای این آشغال ها در ماشین کرده ایم آیا جایی در ماشین های مان برای آشغال در نظر گرفته شده است؟ یا اینکه طراحان خودروها اصلاًٌ به این مسئله اهمیت نداده اند شاید هم مقررات راهنمایی و رانندگی با مصرف خوراک در ماشین هنگام حرکت منافات داشته باشد البته این مسئله در باره ی راننده کاملاً صدق می کند اما دیگر سرنشینان چطور؟ و چرا با این مسئله بی اهمیت برخورد شده و آیا تعبیه یا قرار دادن محیطی کوچک و مناسب به منظور نگهداری آشغال تا رسیدن به مقصد کار سخت و محالی است؟

دوستی دیگر پیشنهاد جالبی داشت و آن این بود که می گفت یکی از موارد امتحانات عملی و کتبی راهنمایی و رانندگی در هنگام اخذ گواهینامه می تواند تاکید بر این مورد باشد که ریختن آشغال از درون ماشین به بیرون جریمه های سنگین در پی خواهد داشت، هم به دلیل کثبف نمودن سطح معابر و خیابان ها و هم به علت پرت شدن حواس رانندگان پشت سری و هم به خاطر اهانت به فرهنگ دیگر شهروندان.

آنچه بیشتر مورد نظر برادران مشفق و بنده در ارائه ی این نوشته است رفتار ما بزرگ ترها با کودکان و فرزندان مان در این زمینه است که تا چه اندازه با آنان کارهای فرهنگی کرده ایم و آیا جلوی روی آنان مبادرت به کشیدن سیگار می کنیم؟ و آیا خودمان در حضور کوچک ترها از داخل ماشین آشغال به بیرون پرت می کنیم و آیا کیسه زباله یا سطل کوچک آشغالی برای این منظور در خودروی خود قرار داده ایم؟ و در کل موضع مان در برابر کسانی که به حریم بهداشتی و فرهنگی جامعه تجاوز می کنند چگونه است و آیا رفتاری که در حضور فرزندان مان داریم و عکسل العمل هایی که به نوع رفتار و کردار دیگر شهروندان جامعه چه خوب و چه غیر اخلاقی از خود نشان می دهیم بار آموزشی دارد یا نه و می تواند کلاس تربیتی و آموزشی با ارزش و قابل قبول برای فرزندان مان و آینده اشان باشد؟ 

تقاضایی که به عنوان یک شهروند از همشهریان عزیز می رود این است که بزرگتر ها کمی بیشتر به این مسئله اهتمام بورزند و کودکان و نوجوانان خود را بیاموزند که شهر پاک یعنی نابودی مگس و دیگر حشراتی که در انتقال کثافات و انواع بیماری ها سهم بسزایی را ایفا می کنند و رعایت بهداشت یعنی از بین رفتن موجودات موذی که در جداول خیابان ها و زیر پل ها زندگی می کنند و خودمان با رعایت مسایل بهداشتی و عمل به انجام ندادن کارهای خلاف از جمله پرتاپ نکردن آشغال به سطح خیابان عملاً به کوچک ترها نشان دهیم که می توان با فرهنگ غنی شهرنشینی و ادب خانوادگی به جنگ مشکلات و برخی نارسایی های شهری رفت و با توجه به این رفتار های برخاسته از آیین غنی اسلام که هم صرفه جویی را مورد توجه قرار داده و هم بهداشت و نظافت را می توانیم شهری پاک با مردمی پاک بین و پاک رفتار و پاک اندیش داشته باشیم.

با آرزوی اینکه در محیط خانواده به این مسائل فرهنگی و بهداشتی اهمیت بیشتری داده شود و به امید آن روزی که سطح خیابان های شهر کازرون عاری از هر گونه آشغال وکثافات باشد و شاهد روزی باشیم که هر پدر و مادری به عنوان اولین معلم، کلاس درس فرهنگ و ادب خود را در محیط خانواده راه اندازی کنند و هر شهروند خود به عنوان یک مسوؤل بهداشتی عمل کند تا فرهنگ والای کازرونی با سهل انگاری بزرگ ترها آسیب نبیند.

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهادر ریاضی  |